۱۳۹۴ دی ۲۵, جمعه

از بانوی صبر و استقامت شعله پاکروان ...

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور


عصر پنجشنبه نیز با یکدیگر دیدار خواهرانه _ مادرانه داشتیم . از هر در سخنی گفتیم و شنیدیم . با هم قرار گذاشته ایم که مهمانی هایمان بسیار ساده و بی تکلف و بدور از تجملهای رایج باشد . میزبان مان اما آش رشته پخته بود . آش دوستی و همدلی . بسیار خوشمزه و دلچسب . در گفتگوهایمان به اعدام های اخیر هم دقت و توجه کردیم . گمانم باید برای اعدام هم آشی پخت که یک وجب روغن رویش باشد !!!
در این مهمانی حوری گلستانی بدلیل مراقبت از خواهر جوانش که در تصادف آسیب دیده حضور نداشت . اکرم نقابی مهمان داشت و نیامد . منصوره بهکیش هم هنوز دوران نقاهت از دست دادن مادر مبارز و رنجکشیده اش را طی نکرده . سحر بهشتی گفت مادرش دچار کمر درد است و امکان طی مسافت با ماشین را ندارد .
 

بهر روی حاضران به یاد غایبین و فرزندان برومندشان بودند . مگر میشود جمع شد و به یاد خواهران _ مادران نبود؟ مگر میشود جمع شد و به یاد ستار نبود ؟ به یاد سعید نبود ؟ به یاد بهنود نبود ؟ به یاد هزاران جوان از دست رفته بدست جفا نبود ؟
جای همه مظلومان خالی بود . جای دادخواهان خالی بود . در جمع زنانه مان ، اشک بود ، لبخند بود ، گلایه بود ، آواز هم بود . بله دسته جمعی آواز خواندیم . 


برای فرزندانمان ترانه خواندیم . از مرضیه تا هایده . از ابی تا علیرضا افتخاری . هر ترانه اشک یکی مان را دراورد کسانی هم کنارمان بودند که در عکس نیستند . خوبی این مهمانی ها این است که از هر در سخنی دارد . از حکایت سفر تا بازی سیاست . از تلخی زندان و اعدام تا شیرینی نوه های بازیگوش . چقدر دوست دارم این جمع کوچک همدل و همزبان را که قدرت رشد و بسط دارد مثل دل دریایی اعضایش .  

روزی در آینده ای نه چندان دور ، جهانی در این مهمانی زنانه شرکت خواهد کرد . جهانی با نشان مادرانه که سرود مهر و عشق برلب دارند و بغل بغل بهار را برای ملت ایران طلب میکنند...
شعله پاکروان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر