۱۳۹۴ بهمن ۷, چهارشنبه

دختری سرراهی ناجی بی‌خانمان‌ها شده است ... دنیای ما فقط و فقط به مهربانی و نمایش انسانیت نیاز دارد ...


ماریا اسمیت همپتون، دختری ۱۹ ساله و اهل ویرجینیا در امریکا موسس سازمانی برای کمک‌رسانی به بی‌خانمان‌ها است. زندگی ماریا سال‌ها پیش بعد از دیدن مردی بی‌خانمان در پارکینگ خانه‌ای تغییر کرد و تصمیم گرفت از این پس بیشتر وقتش را به تهیه غذا و پتو برای بی‌خانمان‌ها اختصال دهد. پنج سال از این ماجرا می‌گذرد و او موفق شده است بیش از ۸۰ هزار پتو و بسته‌های غذایی به بی‌خانمان‌هایی که در شهرش زندگی می‌کنند برساند. ماریا سازمانی کوچک به نام «پتو برای بی‌خانمان‌ها» راه‌اندازی کرده است. سازمانی که بارها دچار مشکلات زیادی شده است اما هنوز سرپا است و به کارش ادامه می‌دهد.
ماریا چند ماه پس از تولد در روز کریسمس بر سر راه گذاشته شد و افرادی خیرخواه او را به مرکز نگهداری کودکان سپردند. دو سال پس از ورود به این مرکز زنی به نام میرا او را به فرزندی قبول کرد. ماریا طی سال‌های گذشته با وجود مشکلات زیاد به تحصیلش ادامه داده است و تلاش کرده است راهی برای کمک به دیگران نیز پیدا کند. او نخستین بار در سال ۲۰۱۱ به مردی بی‌خانمان کمک کرد و همین موضوع انگیزه‌اش را برای ادامه کار چندین برابر کرد: «وقتی پتو را می‌بخشیدم نگاهی که در چشمانش بود من را جذب کرد. نگاهی توام با تشکر و بیچارگی...»
در مسیر راه اندازی و پیشبرد سازمان «پتو برای بی‌خانمان‌ها» اولین و بزرگترین حامی او مادرش میرا بوده است. او در جمع‌آوری غذا، پتو و وسایل مورد نیاز کمک زیادی به ماریا کرده است. ماریا چند ماه پس از آغاز کار در شهر خودش به «دختر پتوها» مشهور شد. مدارس، کلیساها و مغازه‌های محلی درباره او و کارش اطلاع پیدا کردند و دست یاری به سویش بردند. ماریا در این باره می‌گوید: «ما نمی‌توانستیم همه این کارها را بدون حمایت نیروها و سازمان‌های محل انجام دهیم.»
ماریا در رشته روانشناسی مشغول به تحصیل است و ساعت‌های زیادی را روزانه به جمع‌آوری و توزیع غذا و پتو می‌گذراند. او برای جلب کمک دیگران به مدارس، دانشگاه‌ها و هر مکانی که امکان داشته باشد می‌رود تا درباره بی‌خانمان‌ها و وضعیت آنها اطلاع‌رسانی کند. «سعی می‌کنم به آدم‌ها نشان دهم چگونه می‌توانند باعث تغییر شوند. وقتی به فردی بی‌خانمان کمک می‌کنی زندگی‌ات برای همیشه متحول می‌شود.» ماریا می‌گوید هر روز به آنها فکر می‌کند: «وقتی باران می‌بارد به آنها فکر می‌کنی؛ وقتی هوا خیلی گرم است و خودت هم توان بیرون ایستادن را نداری باز هم به آنها می‌اندیشی.»




۱ نظر:

  1. هم چون او کمند و خیلی از انانی که هم هستند زیادند .ایکاش چو اوها بیشتر میبود و چون انان کمتر.

    پاسخحذف